Naft e Pars
 
 


سال هفتم
شماره 82
خرداد 1389


 
       
 



قرارداد 101 ساله فيري - دارسي و مفاد آن

با عبدالحسين مطهر، همكار قديمي نفت پارس در شماره گذشته ماهنامه آشنا شديد و بخشي از خاطرات او را از اكتشاف نفت در مسجد سليمان قبل از ورود ويليام دارسي به منطقه جنوب كشورمان خوانديد.
    براساس مستنداتي كه مطهر، گوشه اي از تاريخ صنعت نفت را آشكار كرد گفته شدكه پيش از ورود دارسي به ايران، اجداد مطهر، موسوم به »سادات قيري« موفق شده بودند در نزديكي نخستين چاه نفت كشورمان در مسجد سليمان، در منطقه اي بنام » دره خِرسان« چشمه اي جوشان از نفت خام را كشف كنند و از مايع سياهرنگ مكشوقه، »قير« استخراج كنند. در اين شماره بخش دوم و پاياني گفتگوي ماهنامه با عبدالحسين مطهر را ملاحظه مي كنيد، اما پيش از آغاز گفتگو...

    
    
    

    چنان كه گفته شد، كشف نفت در ايران به عهد باستان و دوره ساسانيان بر مي گردد و به گفته فردوسي در شاهنامه و ساير منابع تاريخي، در آن عهد ايرانيان از وجود نفت و قير در مناطق جنوب غربي كشور به ويژه در خوزستان با خبر بودند و از اين منايع در قير اندود كردن ديوارها، ساختن بناها، كوره هاي ذوب فلز، افزوختن آتش، توليد گرما و نيز در جنگ ها و نبردها استفاده مي كردند. حماسه سراي بزرگ ايران، فردوسي توسي مي گويد:
    بيا كَند چرمش به زَهر و به نفت سوي اژدها، روي بنهاد تفت و در جاي ديگر مي فرمايد:
    به اسب وبه نفت اندر آتش زدند
    همه هنديان دست برسر زدند
    قير نيز از عناصر موجود در نفت خام است كه ايرانيان از چند هزار سال قبل آنرا مي شناختند و آن را از نفت بدست آورده و مورد استفاده قرار مي دادند.
    در آغاز داستان بيژن و منيژه و در شاهنامه فردوسي، آنجا كه پير خردمند توس شب را توصيف مي كند، واژه »قير« به زيباترين سخن به نظم در آمده است:
    شبي چون شَبَهْ، روي شسته به قير
    نه بهرام پيدا، نه كيوان، نه تير

    
    چو پولاد، زنگار خورده سپهر
    توگويي، به قير اندراندود، چهر
    
    سپهر اندرآن چادر قيرگون
    تو گفتي شده ستي به خواب اندرون

    به جز اين، منابع گوناگوني وجود دارد كه حاكي از شناخت ايرانيان از نفت و مشتقات آن بوده است
    
    
    نفت در عصر حاضر
    در اينجا و بيش از اينكه با منابع و مدارك مستند عبدالحسين مطهر از استخراج قير و نفت در ميان مردم بومي منطقه آگاه شويم، مروري كوتاه بر چگونگي پيدايش نفت در مسجد سليمان خواهيم داشت.
    در سال1271 شمسي، يعني حدود115 سال پيش، دو مورگان باستان شناس فرانسوي كه در حفاريهاي باستان شناسي ايران امتيازاتي كسب كرده بود، در كتاب خود، با توجه به مشاهدات و مدارك باستاني و تاريخي خود ياد آور شده بود كه امكان وجود نفت در مناطق جنوب غربي و شرقي ايران وجود دارد، وي هم چنين و درآن سال گفته بود: در چند جاي مسجد سليمان، چشمه هاي طبيعي نفت از زمين مي جوشد و گروهي از مردم شوشتر موسوم به سادات قيري چندين دهه است كه اين نفت را جمع آوري و در خوزستان به فروش مي رسانند.
    اين يادآوري مختصر و بررسي هاي ديگر سبب شد تا نظر ويليام دارسي به ايران جلب شود و اين اتفاق در آغاز قرن بيستم رخ داد.
    از قراين چنين بر مي آيد كه در سالهاي1901 ميلادي به بعد، پس از انعقاد قرار دادي ميان دارسي و حكومت قاجار، امتياز كشف نفت به دارسي واگذار مي شود و گماردگان دارسي راهي كوهها و دشت هاي خشك و سوزان جنوب شرقي(خوزستان) مي شوند.
    به نوشته تاريخ، دارسي ابتدا يك دسته از حفاران لهستاني را استخدام و به ايران مي فرستد. اين حفاران پس از7 سال كاوش به هيچ نتيجه اي نمي رسند.
    چيا سرخ و ماماتين دو منطقه اي بود كه ابتدا، حفاري در اين مكانها آغاز شد و اولين چاه نفت در سال(1902-1901) توسط مهندس رينولدز در ماماتين حفرشد كه نتيجه اي در بر نداشت. پس از آن توجه دارسي و حفارانش به مسجد سليمان جلب شد و بعد از تلاش فراوان و در نا اميدي تمام، بامداد روز بيست وششم ماه مه1908(پنجم خرداد ماه1287 خورشيدي) چاه شماره يك مسجد سليمان به نفت رسيد.
    
    
    فوران نخستين چاه نفت
     سر آرنولد ويلسن، در كتاب خود با عنوان»جنوب غربي ايران«، فوران نفت از چاه شماره يك مسجد سليمان را توصيف كرده است. ويلسن يك سروان ارتش انگليس بود كه به خطه خوزستان سفر كرده بود و بهنگام فوران نفت از چاه شماره يك در كمپ كاوشگران حضور داشته است. وي مي نويسد »سحرگاهان روز26 ماه مي يكي از دو چاه آزمايشي در عمق1200 پا به نفت رسيد. من كه در جلوي چادر خود در آن حوالي در خواب بودم به محض شنيدن سروصداي غير عادي و داد و فرياد كارگران بيدار شدم و به طرف چاه دويدم. ستون سياهرنگ نفت در حدود50 پا از نوك دكل حفاري بالا مي زد در هوا بخش مي شد و به سروصورت كارگران مي پاشيد.نفت چون نهرآب در دره هاي اطراف روان بود.
    ويلسن در ادامه مي نويسد: رينولدز( اولين رئيس عمليات نفت در ايران) تصميم گرفت از هدر رفتن آن جلوگيري كند.
    گودال بزرگي در200 متري چاه درست كردندو جريان نفت را به طرف آن سرازير ساختند. در حفر چاههاي بعدي براي گرم كردن ديگ بخار، بجاي هيزم از اين نفت ها استفاده مي شد.«
    
    
    منطقه و محيط زيست طبيعي و انساني آن
    در ادامه داستان كشف نفت در ايران، يكي از نكاتي كه كمتر به آن توجه شده توصيف فضاي طبيعي و محيط انساني منطقه مسجد سليمان در يكصد سال پيش است.
    به گفته متقدمين و نوشته هاي اندكي كه از مورخان برجاي مانده، در آن زمان، بيشتر مسجد سليمان پوشيده از درخت هاي گرمسيري»كنار« و بوته هاي سبز بود و دشت و صحرا و تپه هاي اطراف با طبيعت دست نخورده گرمسيري خود منطقه اي بود كه كوچيان منطقه در فصل زمستان در آنجا اطراق مي كردند.
    چادر نشينان، تنها ساكنان موقت منطقه بودند و اجتماعات انساني تنها در روستاهاي كوچك در فاصله هاي دور از اين ناحيه، به طور پراكنده وجود داشته است.
    خانه ها و تاسيساتي كه پس از به نفت رسيدن اولين چاه، در اين مكان ايجاد شد، تا چند دهه بعد شهر صنعتي مسجد سليمان را پديد مي آورد كه به نوشته پژوهشگران داراي20 كيلومتر طول و6 كيلومتر عرض بوده است.
    وضعيت طبيعي مسجد سليمان و عمل اكتشاف نفت در ايران در آن زمان درست مطابق است با آنچه عبدالحسين مطهر در خاطراتش نقل مي كند.
    همانطور كه در بخش نخست اين گزارش آمد، اجداد مطهر يعني سادات قيري، پيش از دارسي، سالهاي سال در نزديكي چاه كشف نشده شماره يك نفت مسجد سليمان، از چشمه هاي جوشان نفت، قير استحصال مي كردند.
    اين طايفه خودشان، از ايل نشيناني بوده اند كه مسير گذر و توقف آنها در جريان كوچ ايل ها، منطقه ياد شده بوده است و پس از مشاهده چشمه جوشان نفت تصميم مي گيرند در اين ناحيه اطراق كرده واز نفت و قير روان استفاده كنند.
    عبدالحسين مطهر مي گويد: با توجه به گفته هاي پدربزرگ و اجدادش حداقل يك قرن پيش از آمدن دارسي، مردم بومي به وجود نفت در اين مكان پي برده بودند و براساس شواهد، پيش از آنان مردمان بومي ديگر نيز قطعاً از اين منابع طبيعي استفاده مي كرده اند.
    
    
    چه شد كه خانواده قيري با ويليام دارسي روبرو شدند؟
    - اوايل سالهاي1901 به بعد كه دارسي براي كشف نفت، امتياز آن را ازحكومت وقت دريافت كرد، ( به نقل از پدربزرگم)، دارسي، مأموران اكتشاف خود را به ناحيه مسجد سليمان گسيل داشت. البته پيش از آنهم برخي از گماردگان انگليس از منطقه ديدن كرده بودند و مي دانستند؛ افرادي در اين محل از چشمه هاي طبيعي نفت بهره برداري
    مي كنند! با چنين پيشينه اي رينولدز نماينده دارسي و رئيس عمليات نفت ايران، در آن زمان به منطقه آمده و مطالعات اوليه را براي حفر چاه نفت آغاز مي كند.
    در همين ايام كه سادات قيري سرگرم بهره برداري از چشمه هاي جوشان نفت بودند، به اين امر اعتراض كرده و ياد آور مي شوند كه اين منطقه سرزمين آباء و اجدادي آنهاست وآنان نمي توانند به اكتشاف دست بزنند.
    مراتب اين اختلاف، به كنسولگري انگليس در اهواز و سپس به دولت مركزي گزارش مي شود و حكومت وقت پيشنهاد مي كند، كه انگليسي ها زمين هاي مزبور را از سادات قيري اجاره كنند.
    پس از شور و مشورت با بزرگان محلي و روحانيون آن زمان، قرار دادي ميان دو نفر از نمايندگان سادات قيري و نماينده دارسي منعقد و به مهر و امضاي طرفين و شهود مي رسد.
    
    
    از عبدالحسين مطهر مي پرسيم، اين قرار داد در چه سالي منعقد شده و نسخه هاي اصلي آن كجاست؟
    مطهر مي گويد: نسخه اول اين قرار داد، در سال1907 يعني درست يكسال قبل از به نفت رسيدن چاه شماره يك مسجد سليمان ميان اجداد قيري و نماينده دارسي به امضا رسيده و نسخه هاي اصلي آن، يك نسخه همراه با نسخه هاي تمديد شده(3 سال يك بار قرارداد تمديد مي شده است) نزد خانواده قيري در صندوق امانات يكي از بانكهاي كشور نگهداري مي شود. نسخه هاي ديگر در اسناد شركت ملي نفت ايران در اهواز و قطعاً نسخه اي ديگر هم نزد كارگزاران انگليسي وجود دارد.
    سخن كه به اينجا مي رسد، كنجكاو مي شويم كه اصل قرار دادها و حتي درصورت عدم امكان، فتوكپي آنرا ببينيم و در اين گزارش تصويرو مفاد آنرا منتشر كنيم. دو هفته بعد عبدالحسين مطهراصل قرار داد را به طور اختصاصي براي چاپ در ماهنامه هفت پارس، در اختيار ماهنامه قرار داد.
    
    
    قرار داد»قيري - دارسي« و مفاد آن
    اصل قرار داد كه عمري101 ساله دارد، مانند بسياري از اسناد قديمي از هم گسيخته است كه قطعات آن را روي كاغذ نيم ورقي(2 برگ)با چسب نواري چسبانده اند و همين امر آسيب زيادي به اين سند وارد ساخته و بخش هايي از آن قابل خواندن نيست.
    علاوه براين قسمت هايي از آن دچار فرسودگي شده و محتواي متن از ميان رفته و مرور زمان نيز باعث گمرنگ شدن مركبي شده كه براي نوشتن مورد استفاده قرار گرفته است. خط قرار داد، شكسته نستعليق و نسبتاً زيباست.
    ياد آور مي شود كه به موجب ماده هشتم قرار داد، »رأس هر سه سال دارسي مي تواند اين قرار داد را فسخ كرده و استفاده از نفت را در اختيار سادات قيري قرار دهد و ادعايي نداشته باشد«. به معناي ديگر، چنانچه اين اقدام را انجام ندهد، يعني قرار داد را تمديد نكند، قرار داد لغو خواهد شد. ليكن قرار داد سادات قيري با دارسي در اول اكتبر1911 تمديد شده و همچنان ادامه داشته و بعد از ملي شدن نفت نيز تمديد قرار داد ميان شركت ملي نفت ايران و بازماندگان خانواده قيري اجرا شده كه همچنان برجاست.
    موضوع قرار داد به طور خلاصه اجاره دادن زمين هاي موروثي قيري به ويليام دارسي است تا بتواند با استفاده از قرار داد منعقده خود با دولت مركزي، در آنجا دست به اكتشاف يا تداوم آن بزند.
    
    
    مشخصات ديگر قرارداد
    - اين قرار داد در تاريخ اول اكتبر1907 به امضاي طرفين رسيده است.
    - اجاره دهندگان سيد لطف اله ولد مرحوم سيد كريم قيري و آقا سيد آقايي ولد مرحوم سيد محمد قيري وكالتاً از جانب سادات قيري هستند.
    - موجر(اجاره كننده) ويليام دارسي است و وكيل وي مستر جي. پي. رينلدسن آنرا امضاء كرده است.
    - به طور كلي اثر7 مهر و امضاي طرفين، شامل مهر و امضاي مجتهدين شوشتر و كنسولگري انگليس در اهواز در زير و اطراف قرار داد، مشاهده
    مي شود كه بعصي ناخوانا بوده و برعهده متخصصان اسناد قديمي است كه متون اين مهرها و متن اصلي قرار داد و متون انگليسي آنرا مطالعه و به دقت آشكار كنند.
    
    
    متن قرار داد
    متن قرار داد، داراي هشت شرط است كه هر كدام توضيح داده شده و در بخش هاي قابل خواندن آن نكات زير به چشم مي خورد؛
    شرط اول: حاوي موضوع قرار داد واجاره دادن زمين هاي نفت خيز به دارسي است
    شرط دوم: مستر جي. پي. رينلدسن وكيل دارسي، به نيابت از او متعهد شده است كه در ارتباط با موضوع قرار داد، در ماه اكتبر هر سال مقدار يكهزار و پانصدمنِ شوشتر نفت و مقدار يكهزارو پانصدمنِ شوشتر قير به نمايندگان سادات قيري تحول داده و نفت و قير استخراج شده خود را به هيچوجه در شوشتر و دزفول نفروشد.
    ياد آور مي شود، براساس اوزان و مقياسات قديم، هرمنِ شوشتر معادل7 كيلوگرم امروز بوده است.
     شرط سوم: علاوه بر نفت و قير گفته شده در شرط دوم نمايندگان دارسي موظف هستند. هرسال150 تومان پول نقد نيز به موجر پرداخت كنند.
    شرط چهارم: وكيل مستر دارسي موظف است نفت مربوطه در ميدان نفتي منفتون(نفتون) را هركجا صلاح ميداند، در يك حوض آهني تسليم نموده و مقدار قير تعيين شده را منحصرأ در شوشتر تحويل دهد.
    همچنين در خصوص قير طبيعي، خانواده قيري مي توانند، سالي دويست و پنجاه بار الاغ، كه در حوالي چشمه هاي واقع در ميدان»نفتون« پيدا مي شود، بدون قيمت(پرداخت هزينه) بردارند و كرايه حمل و نقل آن برذمه سادات است.
    شرط پنجم: اين ورقه به مهر و امضاي محتبدين شوشتر مزين و به اين به طور ختم گرديد كه ديگر هيچ اشكالي، نه شرعي و نه عرفي و نه عرض و نه اسبابِ دردسري در ميان آيد.
    شرط ششم: منافع اين قرارداد به نماينده و يا رئيس خاندان سادات قيري كه زير قرار داد را امضا كرده، تحويل داده شده و بايد رسيد به مهر و امضاي او برسد. همچنين اگر كسي بخواهد به وكيل مستر دارسي نام بنويسد، توسط كنسولگري محمره (خرمشهر) ارسال دارد.
    شرط هفتم: اين مقاوله نامه جاري خواهد ماند تا زماني كه امتياز ازجانب اعليحضرت همايوني ( پادشاه قاجار) به جناب فخامت نصاب مستر ويليام كنك(كينگ) دارسي داده شده باقي است و مستر دارسي را اختيار فسخ است.
    - در مورد شرط هشتم نيز در ابتداي مقال توضيح داده شده است.
    
    
    قرارداد متعبر
    سيد عبدالحسين مطهر كه چهارمين نسل از بازماندگان سادات قيري است و اكنون بيش از81 سال دارد، در مورد سرنوشت نهايي اين قرار داد مي گويا اين قرار داد هر سه سال يك بار تمديد شده و هنوز هم اعتبار دارد و مفاد نهايي آن در حال حاضر به اين نكته ختم شده كه بازماندگان سادات قيري هرسال مبلغي جزيي از شركت ملي نفت ايران دريافت مي كنند
    
    
    خاطرات مطهر
    در پايان گفتگو از مطهر مي خواهيم كه اندكي از خود و سوابق كارش در شركت نفت پارس بگويد:
    متولد شوشتر هستم، زمان انگليسي ها به عنوان كار آموز با گذراندن3 ماه دوره كارآموزي در شركت نفت ايران و انگليس استخدام شدم.
    در آن زمان »مستر پلاير« سرپرست بخش آموزش بود.
    چون معدل امتحانات كار آموزي من خوب بود در بخش ابزار دقيق مشغول بكار شدم. قبل از آن نيز گواهينامه ششم ابتدايي را در مسجد سليمان گرفته بودم، از آن زمان شاهد رشد صنعت نفت بودم.
    بعد از مسجد سليمان به تدريج، هفت كلِ، نفت سفيد اهواز، آغاجاري، آبادان، گچساران، پازنان و چند منطقه ديگر به جرگه مناطق نفتي پيوستند.
    وي مي افزايد: مهمترين خاطرات من مربوطه به روزهاي ملي شدن صنعت نفت و زماني است كه در هفت كلِ، يكي از چاههاي نفت مكشوفه داراي آنچنان نفت مرغوبي بود كه در ميان انگليسي ها به »چاه طلايي« شهرت يافت. زمان جنگ جهاني دوم بود و در نزديكي اين چاه فرودگاهي ساختندكه هواپيماهاي متفقين مي آمدند و در آنجا بنزين گيري مي كردند. اين بنزين از نفتي كه از چاه طلايي در مي آمد، به ساده ترين نحو استحصال مي شد و نظير آن چاه در هيچ نقطه دنيا وجود نداشته است.
    اولين حقوق دوره آموزشي من روزي33 ريال بود، در28 سالگي با دختر عمويم از دواج كردم و آن زمان روزي44 ريال حقوق داشتم. 3 پسر و يك دختر دارم. در حول و حوش ملي شدن نفت به اهواز منتقل شدم و پس از باز خريد شدن از شركت نفت به تهران آمدم تا در پالايشگاه تهران كارم را ادامه دهم ولي گفتند كادر ما تكميل است. همانجايكي از كاركنان دايره استخدام گفت، يك شركت خصوصي در تهران هست كه متخصص ابزار دقيق مي خواهد. به شركت نفت پارس معرفي شدم.
    آن موقع دفتر مركزي شركت در خيابان انزلي قرار داشت. رئيس كارگزيني آقاي پارسي بود. استخدام شدم و كارم را از در سال1348 در پالايشگاه نفت پارس ادامه دارم. ابتدا كمك متصدي گريس سازي بودم، و پس از بازنشست شدن مسئول گريس سازي، تصدي اين شغل را برعهده گرفتم و بعد از32 سال باز نشسته شدم و اكنون هم ايام كهنسالي را با خاطرات ايام گذشته و همسرم سپري مي كنم.
    
    
    از عبدالحسين مطهر به عنوان آخرين سئوال مي پرسم، چه آرزويي داري؟
    مي گويد؛ براي همه همكاران و مديران شركت نفت پارس آرزوي موفقيت دارم، همچنين آرزو مي كنم جوانان كشور و بيشتر از همه همكاران جوانم در صنعت نفت، به دانش عمومي خود بيفرانيد. مي بينم بعضي از جوانان و مسئولان حتي اسم مناطق نفتي كشور را نمي دانند و آنرا غلط تلفظ مي كنند. مثلاً يكي از مناطق نفتي قديمي، هفتكِل است ولي همه آنرا هفتگُل مي خوانند. دلم مي خواهد اين مطلب را كه از روزانه اطلاعات بريده ام و آنرا يك روستايي اهل روستاي(ترك او) بنام هاشم حسيني از توابع هفتِكل فرستاده چاپ كنيد.(اطلاعات، سه شنبه3 بهمن85)
    

    
    
    اينجا هفت كِل است!
    Haftkel

    شهر هفتكِل را كه با كشف نفت زاده شد، زماني»دشت بهار« مي ناميدند. كِل(Kel) در گويش بختياري، به معني برد، يعني سنگِ نشانده است. برروي تپه اي برافزار شهر، هفت ستون به ياد هفت نفر به چشم مي خورد كه در مبارزه مردم با راهزنان كشته شده اند. ناگفته نماند كه افسانه هفتكِل را ظن ياران به روايت هاي گوناگون كشانده است.
    نكته اي كه در اين فرصت لازم است براي چندمين بار ذكر و تأكيد شود تلفظ و نوشتار درست نام اين شهر است. متأسفانه تاكنون در اخبار، نوشته هاي رسمي و حتي كتاب هاي جغرافيا، هفت كل(Haftkel) را هفت گُل ناميده اند. برروي تابلوهاي راهنما چه در مسير جاده اهواز به ماهشهر و چه در مدخل ورودي نام آن را به اشتباه هفت گُل و نوشتار لاتين آن را(Haftgual) قيد كرده اند.
    از ياد نبريم كه نام، نشانه يك هويت است. گام نخست براي شناسايي يك بود گاه، شناخت درست نماد آن خواهد بود. از ياد نبريم كه اينجا هفت كِل است:
    شهري در استان خوزستان، هم جوار با رامهرمز، باغ ملك، مسجدسليمان و اهواز.
    هفت كِل در جنگ جهاني دوم(شهريور1320) داراي آن چنان اهميت و اتكاي اقتصادي نظامي، براي دولت انگليس بود كه پاي نيروهاي متفقين را به آن جا كشاند. انگليسي ها، چاه شماره20 هفت كل را Golden Well مي نامند چون20 هزار بشكه نفت و بنزين فوق العاده مرغوب روزانه آن موتور هواپيماو ماشين هاي متفقين را به گردش در مي آورد.
    حداقل انتظاري كه مي رود آن است كه از ياد نبرد: اينجا هفت كل است. نه هفت گُل!
    
    


تعداد خوانندگان اين مطلب: 926


      

 

 
شماره جديد